محبت ازلی ...
محبت ازلی
هنوز شــوق تو بــارانــی از غــزل دارد
نـسـیم ، یک ســبد آئیـــنه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده ست
و هر چــه خـــاطره دارد از آن محل دارد
به یــاد چـــاییِ شـــیرین کربــلائیها
لبم حــــلاوت احلـی من العـسـل دارد
چه ساختار قشنگی شکسته است خــدا
درون قالب شش گوشه یک غــزل دارد
بگو چه شد که من اینقـدر دوستت دارم
بگو مـحبـت مــا ریــشـه در ازل دارد
غلامتان به من آموخت در میانه ی خون
که روســیاهیِ مــا نیز راه حــل دارد
سید حمید رضا برقعی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۰ ساعت 19:56 توسط nk
تنها تو بودی که خوب فهمیدی ...