اللهم اجعل محیا محیای من ...
میگم عـاشقم !! امّا خودم بهتر می دونم که ، نالایقم
کدوم عاشقی ؟!! من که همیشه برای تو آینه ی دقم
کجا عاشقم ؟؟!!
میگم مجنونم ، ولی نماز اول وقتمو نمی خونم !!
میگم مدیونم ، اما یه عکس شهید نیست رو دیوار خونم !!
کجا مجنونم ؟؟!!
میگم علقمه و غافلم از غــــربت اَروند
شرمنده نشدم از پلاک و چفیه و سر بند
امــر به معروف این روزا فـــدای آزادی شده
کسی به فکر مهدی نیست نبودنش عادی شده
وا حسرتا جا مونده ام از شهداء
وا حسرتا جـامونده ام از شهداء
غـریب ارباب ، هـمآش به مــا گفتن که هستی تـشنه ی اب
نه به اون خدا، هل من ناصر تو میگه که هستی تشنه ی جواب
غریب ارباب
گرچه بدم، حـالا که برگشتم پیش تو نکن ردم
پشیمونم، از همه اون نفس هایی که بی تو زدم
گرچه بدم، من که عمری اقا پای سفرت روزیمو خوردم
داده ای آبرو اما من چی آبرو بردم
این قدر نپرسیم از عباس برات پابوسی چی شد
جواب اقـا رو بـــدیم غیرت نامـوسـی چی شد
وا حسرتا جامونده ام از شهدا
وا حسرتا جامونده ام از شهدا
امون بده لیلای من یک خبری به مجنون بده
سامون بده من که مردم کربـلاتو نشون بده
دنیــای مـن، اللهم الجـعـل محــیا محــیای من
ای وای من ، من واسه تو گریه میکنم تو برای من
مگه من چـی دارم که بریزم اقا جون زیر پات
به جـز این دلی که باز دوباره خیلی تنگه برات
می خوام صدات کنم حسین اما خجالت می کشم
دوباره ناز کن اقـا جـــون دوباره منت می کشم
شاعر : قلم عشق
مداح : حاج مهدی مختاری
تنها تو بودی که خوب فهمیدی ...