یا رضیع الحسین روحی بفداک ...
روضه ی مکشوف
چه فكري مي كني اي تير، آيا قد اصغر را نمي بيني ؟
مگر بر آستان خيمه ، مادر را نمي بيني؟
.
.
كه خود را مي كشي اينقدر با شدت
كه دقت كرده اي اين گونه با دقت
كه از زه مي پري اينطور با سرعت ؟
.
.
هميشه نقطه ي قلب هدف مشكي ست
اما خوب دقت كن !
كه اين دفعه
.
.
سفيدي گلوگاهي هدف گشته
به روي دست خورشيد جهان ماهي ، هدف گشته
.
.
اگر يك شعبه هم بودي ، نمي ماند از گلو چيزي
چه تصوير غم انگيزي !!!
.
.
كه تيري با سه تا شعبه ، به سوي حنجري رفته
به قصد آفتابي ، بر وراي منبري رفته
پريشانم از اين برخورد
.
.
اگر آبش نمي داديد ، اين كودك ، خودش مي مرد
چرا تير سه شعبه؟
.
.
كه براي كودك تشنه ، نبود آب ، كافي بود
براي اين كه بابا بشكند از پا
ميان علقمه بانگ "برادر جان مرا درياب" كافي بود
.
.
فقط درد علي اكبر
براي اينكه از پا دربيايد عاقبت ارباب كافي بود
.
.
چرا ديگر علي اصغر؟ چرا شش ماه ي پرپر ؟
چه فكري ميكني اي تير، هر اندازه مجبوري
.
.
هدف كوچكتر است از تو نمي بيني
مگر كوري؟ مگر كوري؟
.
.
يقينا با چنين فرضي
چنين طولي ، چنين عرضي
اگر حتي به بالا ... نه ! به زير گردنش خوردي
به غير از حنجره ، از صورتش هم ، قسمتي بردي
.
.
مگرحجم گلوي آدم بالغ چه اندازه ست؟
علي اصغر تشنه كه ديگر جاي خود دارد
هزاران نكته در اينجاست كه فرض نشد دارد ؛
.
.
يكي اينكه به اين سرعت اگر تيري رها گشته
زبانم لال حتما سر از اين پيكر جدا گشته
وگر هم مانده جاي تير و حنجر جابجا گشته
.
.
وديگر اينكه
.
.
از اين سو گلوي خشك شش ماهه ز جنس نرم غضروف است
واز آن سو نشانه گيري زير گلوي حرمله بسيار معروف است
.
نتيجه گيري اش از تو ،
...
شب هفتم هميشه روضه مكشوف
است !!!
تنها تو بودی که خوب فهمیدی ...